امید وصال تو غزل 300 حافظ
امید وصال تو غزل 300 حافظ
موضوع عشق و انواع آن از موضوعاتی است که شاید همواره در کانون توجه حکیمان، هنرمندان و فلاسفه بوده است و تقسیم بندی های متفاونی دارد
یکی از تقسیمبندیهایی که در بارهی انواع عشق شده است، تقسیمبندی دوگانهی عشق الهی و زمینی یا به تعبیر دیگر عشق حقیقی و مجازی است. در این شیوهی تقسیم بندی عشق بر اساس این که معشوق زمینی و یا آسمانی(الهی) باشد تفکیک میشود.
در بین شاعران عارفی مثل مولانا وقتی از عشق سخن گفته میشود، این عشق عرفانی یا الهی است.
و شاعرانی مثل فرخی سیستانی، منوچهری دامغانی و رودکی سمرقندی از عشق زمینی سخن میگویند.
در این میان حافظ به نوعی استثنایی جمع این دو حوزه را در سخن خود دارد و سخن او آمیزهای است از هر دو ساحت زمینی و آسمانی عشق.
آستان جانان توضیحاتی پیرامون غزلیات لسانالعیب حافظ شیرازی
متن غزل شمارهی 300 از روی نسخهی درس حافظ دکتر محمد استعلامی
۱۷ مهر روز بزرگداشت حافظ.
متن غزل:
هزار دشمنم اَر میکنند قصدِ هلاک
گَرَم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
مرا امیدِ وِصالِ تو زنده میدارد
و گر نه هر دَمَم از هجرِ توست بیمِ هلاک
نَفَس نَفَس اگر از باد نَشنوم بویش
زمان زمان چو گل از غم کُنَم گریبان چاک
رَوَد به خواب، دو چشم از خیالِ تو؟ هیهات
بُوَد صبور، دل اندر فِراقِ تو؟ حاشاک
اگر تو زخم زَنی، بِهْ که دیگری مَرهم
و گر تو زَهر دهی، بِهْ که دیگری تریاک
بِضَربِ سَیْفِکَ قَتْلی حَیاتُنا اَبدا
لِأنَّ روحیَ قَدْ طابَ اَن یَکونَ فِداک
عِنان مَپیچ که گر میزنی به شمشیرم
سِپر کُنَم سر و دستت ندارم از فِتراک
تو را چُنان که تویی هر نظر کجا بیند
به قَدرِ دانشِ خود هر کسی کند اِدراک
به چَشمِ خَلق، عزیزِ جهان شود حافظ
که بر درِ تو نَهَد رویِ مَسکَنَت بر خاک
روایتگر: محسن محمد
تصویر و تدوین: مهسیما هاشمی
لینک کانال یوتیوب نفیر نی اینجا


