امروز یا فردا داستانی از مثنوی معنوی
برای رفتن به سفر با چه کسی مشورت میکنیم؟
طبیعتا کسی که همهی جوانب کار را در نظر بگیرد و به ما کمک کند که متناسب با ویژگیهای خود، هدفی را برگزینیم.
این شخص خود باید مقصد را بشناسد، از مسیر آگاه باشد، مشکلات و خطرات را در نظر بگیرد و ما را از آنچه در انتطارمان است باخبر کند. در موارد دیگر هم همینطور است، ما با کسانی مشورت میکنیم که در آن حوزه خردمند و دارای تجربهی عملی باشند، برای سرمایهگذاری، راهانداختن کسب و کار و موارد دیگر!
در مسیر زندگی و سلوک عارفانه هم نیاز به خردمندانی داریم که زندگیشناس باشند و بتوانند به ما کمک کنند مقصد زندگی خود را بیابیم و برای عزیمت به سوی این هدف آماده شویم. چالشهای مسیر موانع بیرونی و درونی همه و همه را در نظر بگیریم تا با کمترین ضریب خطا روی به سوی مقصد بگذاریم.
اینها همه ویژگیهای یک مرشد کامل و پیر راهدان هستند که با اطمینان میتوان خود را به او سپرد و گام در راه گذاشت.
مولانا در مثنوی چنین جایگاهی دارد.
هم برای درک و شناخت مقصد همراه توست و هم مشکلات سلوک و راهروی را با تو در میان میگذارد.
در این داستان از مثنوی معنوی، مولانا در مقام یک استاد روحانی یکی از مشکلاتی که دامنگیر یک سالک میشود را موضوع داستانی دلانگیز میکند و موشکافانه این مسئله را با ما در میان میگذارد.
داستان کسی که بوتهی خار کاشته بود از دفتر دوم و نسخهی مثنوی دکتر محمد علی موحد انتخاب شده است
روایتگر:محسن محمد
تصویر:مَهسیما هاشمی
ابیات شماره ۱۲۲۷ به بعد
لینک کانال یوتیوب نفیر نی اینجا



1 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید
درود بر استاد محمد گرامی
خدا بهتون سلامتی بده، خیلی عالی بود