تاریخ برگزاری جلسه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷

 مدرس محسن محمد

این پست قسمت دوم از این داستان است.

این داستان در چند جلسه مرتبط پی‌گیری شده لینک جلسات قبلی را در زیر مشاهده می‌کنید.

قسمت اول

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پایانی

 

1946) هیچ مگذار از تب و صفرا اثر / تا بیابی از جهان ، طعمِ شِکَر

1947) دارویِ مردی کن و عِنّین مَپوی / تا برون آیند صدگون خوب روی

1948) کُنده‌ی تن را ز پایِ جان بِکَن / تا کُنَد جولان به گِردِ انجمن

1949) غُلِّ بخل از دست و گردن دور کُن / بخت نو دریاب در چرخِ کُهُن

1950) ور نمی‌تانی به کعبه‌ی لطف، پَر / عرضه کن بیچارگی بر چاره‌گر

1951) زاری و گریه قوی سرمایه‌ایست / رحمتِ کُلّی، قوی‌تر دایه‌ای است

1952) دایه و مادر، بهانه‌جو بُوَد / تا که کی آن طفلِ او گریان شود

1953) طفلِ حاجات شما را آفرید / تا بنالید و شود شیرش پدید

1954) گفت: اُدعوا الله، بی‌زاری مباش / تا بجوشد شیرهایِ مِهرهاش

1955) هُوی هُوی باد و شیر افشانِ ابر / در غمِ مااند، یک ساعت تو صبر

1956) فِی السّماء رِزقُکُم نشنیده‌ای؟ / اندرین پستی چه بر چَفسیده‌ای؟

1957) ترس و نومیدیت دان آوازِ غول / می‌کَشَد گوشِ تو تا قَعرِ سُفول

1958) هر ندایی که تو را بالا کشید / آن ندا می‌دان که از بالا رسید

1959) هر ندایی که تو را حرص آوَرَد / بانگِ گُرگی دان که او مَردُم دَرَد

1960) این بلندی نیست از رویِ مکان / این بلندی‌هاست سویِ عقل و جان

1961) هر سبب بالاتر آمد از اثر / سنگ و آهن فایِق آمد بر شَرَر

جلسه قبل

جلسه بعد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید