تاریخ برگزاری جلسه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
مدرس محسن محمد
این پست قسمت اول از این داستان است.
این داستان در چند جلسه مرتبط پیگیری شده لینک جلسات قبلی را در زیر مشاهده میکنید.
1932) اژدهایی خرس را در میکشید / شیر مردی رفت و فریادش رسید
1933) شیر مرداناند در عالَم مدد / آن زمان کافغانِ مظلومان رسد
1934) بانگِ مظلومان ز هر جا بشنوند / آن طرف چون رحمتِ حق میدوند
1935) آن ستونهایِ خَلَلهای جهان / آن طبیبانِ مرضهای نهان
1936) محضِ مِهر و داوری و رحمتاند / همچو حق ، بی علّت و بی رَشوتاند
1937) این چه یاری میکنی یکبارگیش؟ / گوید: از بهرِ غم و بیچارگیش
1938) مهربانی شد شکارِ شیر مَرد / در جهان دارو نجوید غیرِ درد
1939) هر کجا دردی، دوا آنجا رود / هر کجا پستی است، آب آنجا دود
1940) آبِ رحمت بایدت، رَو پست شو / وانگهان خور خمرِ رحمت، مست شو
1941) رحمت اندر رحمت آمد تا به سَر / بر یکی رحمت فِرو ما ای پسر!!
1942) چرخ را در زیرِ پا آر ای شجاع / بشنو از فوقِ فلک، بانگِ سَماع
1943) پنبهی وسواس بیرون کن ز گوش / تا به گوشات آید از گردون، خروش
1944) پاک کن دو چشم را از مویِ عیب / تا ببینی باغ و سَروستانِ غیب
1945) دفع کن از مغز و از بینی زُکام / تا که ریحُالله درآید در مَشام

4 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید
گاه ندانستن مفیده و از مصاحبت با نا هم جنس غیر راه خود پر هیز کن مراقب باشیم به زکام معنوی مبتلا نشویم.
بسیار عالی و آموزنده
بسیار آموزنده بود، ممنون
ممنون استاد بسیارعالی بود
و آموزنده
تشکر از لطف شما
سپاسگزارم