تنهایِ تنها
تنهای تنها
وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْدًا………………………..و روز قيامت همهی آنها، تنها به سوى او خواهند آمد.
ای سایهی معشوق را معشوق خود پنداشته
ای سالها نشناخته تو خویش را از پیرهن
انسان به مرور برای خود هستی کاذبی میسازد و پس از مدتی آن هستی کاذب را به عنوان خود واقعیاش در نظرمیگیرد چندان با آن خو میکند و انس میگیرد و این تا جایی پیش میرود که خودش را با آن چیزهایی که از بیرون به او الصاق شده اشتباه میگیرد.
و مرگ درواقع جدا شدن اجباری این اتصالات کاذب و هستیهای دوغین است.
از این رو:
مرگ هر یک ای پسر همرنگ اوست
پیش دشمن دشمن و بر دوست دوست
پیش ترک آیینه را خوش رنگیست
پیش زنگی آینه هم زنگیست
آنک میترسی ز مرگ اندر فرار
آن ز خود ترسانی ای جان هوش دار
روی زشت تست نه رخسار مرگ
جان تو همچون درخت و مرگ برگ
از تو رستست ار نکویست ار بدست
ناخوش و خوش هر ضمیرت از خودست
آیه 95 سوره مریم
زمان: ۱ دقیقه و ۲۶ ثانیه
روایتگر: محسن محمد
نوازندهی کمانچه: اشکان جمشیدی
منتظر دیدگاهها و سوالات ارزشمند شما در بخش دیدگاهها هستیم.
\

لینک بهترین پندها از نگاه عارفان
لینک بمیر ای دوست پیش از مرگ



32 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید
عالی👌
ممنون از شما
شما بی نظیرید استاد
شما بی نظیرید استاد
ممنون واسه زمانی که میگذارید
این نظر لطف شماست
عالی مثل همیشه
ممنون کیارش جان
لذت بردم ممنون
سلامت باشید
چقدر بیان دل نشینی 🥰
لطف داری مهدی جان
کسی که سلول انفرادی را ساخت
می دانست
سخت ترین کار انسان
تحمل خویش است.
ممنون بابت جملهی زیبایی که نوشتید
مفهوم تنهایی در حوزههای مختلف و برای افراد مختلف معانی متعددی دارد
هر چه بیشتر به خودمان نزدیک شویم
بیشتر این تنهایی ژرف را در می یابیم
چیزی بیرون از (من) وجود ندارد، و ترس از عمق تنهایی، اول می لرزاند و فرو می ریزد.
از طرفی، اگر چیزی جز من نیست،
پس این همه تجلی، همه، (من) است!؟
در تنهایی ترسناک وجود، بذر مهری هست…..
سپاس از سرکار خانم شهبازی ممکنه منبع این متن رو بفرمایید
درود و ارادت .از منبعی پیامم رو نگذاشتم استاد
سر کلاس راه چهارم بحث” تنهایی “که بود چکیده ی بحث همین مطلبی بود که به اشتراک گذاشتم .خیلی به دلم نشست گفتم به بحث تنهایی میخوره گذاشتم تو سایت
عالی
کسی که دوره های مختلف تئوری، کارگاهی و عملی خودشناسی
(تحلیل رفتار متقابل، t. a و… ) را طی نکرده و هنوز با خود واقعی و بدون نقاب خودش مواجه نشده و به مقام صداقت با خود نرسیده، بهیچ وجه نباید در پی عرفان های موجود در جامعه یا ادیان رایج یا..
(بطور کلی، هر نوع ایدئولوژی) باشد!
چرا که برای چنین شخصی، هر عرفان یا سلوک یا ایدئولوژیی نه تنها توهّمی بیش نیست بلکه نقابی بر نقابهای قبلی اش اضافه میگردد!
نتیجتا کارش سخت تر خواهد شد!
علی عبدلی
سلام پیمان عزیز ممنون از شما برای انعکاس دادن مطالب ارزشمند علی آقای عبدلی امیدوارم در ایجاد گفتگو بین دوستان در قسمت دیدگاهها کمک کنید تا از این فضا برای تضارب آرا و گفتگوهای روشنی افزا بهره ببریم
در پناه خدا باشید
تنهای تنها بودن فقط برازنده حق است زیرا سخت ترین حالت ممکن تنها مواجه شدن با خود واقعی است.
دقیقا
البته بستگی به این هم دارد که چگونه و چقدر روی خود واقعی کار کرده باشیم
ممنون استاد. واقعا عمیق و معرفت بخش بود. تا به حال به این آیه قرآن اینطور نگاه نکرده بودم که به واقع قیامت ورای زمان و مکان، در من جاری است و من در حقیقت تنهای تنها به سمت خدا در جریانم
سلامت باشید
حق با شماست ارزش متون ارزشمند در همین ذوبطون بودن آنها است و به همین دلیل است که انسان با خواندن و دوباره و چندباره خواندن آنها احساس بی نیازی نمیکند بلکه گویا با رشد معنوی و ادراکی مخاطب لایههایی عمیقتر از متن در دسترس او قرار میگیرد و همین موضوع باعث میشود که چنین متنهایی برای کسانی که با آنها و مطالب و مفاهیمشان مانوس باشند هر روز راهگشا تر میشوند.
امام علی:
… وَاِنَّ القرآنَ ظاهِرُه اَنیق وَ باطِنُه عَمیقٌ، لا تُفنی عَجائِبُهُ ولاتَنقضی غَرائِبُهُ وَلا تکشِفُ الظُلُماتُ اَِّلابِهِ (صجی صالح، خطبه 18)؛
قرآن، ظاهرش زیبا، و باطنش ژرف است. شگفتی هایش تمام نمیشود و اسرار نهفته آن پایان نمیپذیرد و تاریکیها، جز با قرآن برطرف نشود.
ممنون از این که مشارکت میکنید
حقیقتاً همین طور است. گویی همان گونه که ذهن مان رشد میکند و میتواند وسیع تر بیندیشد، به لایه های عمیق تری دسترسی پیدا میکنیم.
مثلا در راستای همین بحث تنهایی، شاید آیه 105 سوره مائده هم در تناسب باشد (خلوت کردن و اندیشیدن به خود و فارغ شدن از پیرامون) که این آیه هم بسیار تفکر برانگیزه: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا عَلَيكُم أَنفُسَكُم..
وقتی میگوید بر شما باد خودتان! یعنی چه؟…و ادامه آیه که میگوید اگر با خودتان باشید کسی به شما نمیتواند آسیبی وارد کند.
نکته ها هست بسی..
بسیار عالی ممنون از نکته سنجی شما
البته با خود بودن هم معنای خاص خودش را دارد در نگاه این بزرگان!
و اینجا یعنی با خود حقیقی خودت قرین باشی
و گاهی هم با خود بودن یعنی با من دروغین همراه بودن همان من برساختهی آداب و رسوم جامعه و به طور کلی آنچه از جانب دیگران در وجود انسان القا میشود.
یاد این غزل ناب از مولانا افتادم:
آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
وان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت
آن نفسی که باخودی خود تو شکار پشهای
وان نفسی که بیخودی پیل شکار آیدت
آن نفسی که باخودی بسته ابر غصهای
وان نفسی که بیخودی مه به کنار آیدت
آن نفسی که باخودی یار کناره میکند
وان نفسی که بیخودی باده یار آیدت
آن نفسی که باخودی همچو خزان فسردهای
وان نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدت
جمله بیقراریت از طلب قرار تست
طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت
جمله ناگوارشت از طلب گوارش است
ترک گوارش ار کنی زهر گوار آیدت
جمله بیمرادیت از طلب مراد تست
ور نه همه مرادها همچو نثار آیدت
عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی
تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت
خسرو شرق شمس دین از تبریز چون رسد
از مه و از ستارهها والله عار آیدت
نیست در عالم ز هجران تلختر
انسان در نهایت تنهاست!
اما خوشا تنهایی عارفان که با معشوق پنهان همنشینند
اگر تنهاست عاشق نیست تنها
که با معشوق پنهان یار باشد
و این غزل نیکو هم تقدیمتان باد!
خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
به دو نقش و به دو صورت، به یکی جان من و تو
داد باغ و دم مرغان بدهد آب حیات
آن زمانی که درآییم به بستان من و تو
اختران فلک آیند به نظاره ما
مه خود را بنماییم بدیشان من و تو
من و تو، بی منوتو، جمع شویم از سر ذوق
خوش و فارغ، ز خرافات پریشان، من و تو
طوطیان فلکی جمله شکرخوار شوند
در مقامی که بخندیم بدان سان، من و تو
این عجب تر که من و تو به یکی کنج این جا
هم در این دم به عراقیم و خراسان من و تو!
به یکی نقش بر این خاک و بر آن نقش دگر
در بهشت ابدی و شکرستان من و تو
if you want to be strong, learn to enjoy loneliness
اگر میخواهی قوی باشی بیاموز که از تنهایی لذت ببری!
درود بر شما محسن جان، مثل همیشه وقتی معارف عمیق را با فصاحت و بلاغت تحسین برانگیزت عجین میکنی، خیلی لذت میبرم واقعا برادرجان 🌹
if you want to be strong, learn to enjoy loneliness
اگر میخواهی قوی باشی بیاموز که از تنهایی لذت ببری!
درود بر شما محسن جان، مثل همیشه وقتی معارف عمیق را با فصاحت و بلاغت تحسین برانگیزت عجین میکنی، خیلی لذت میبرم واقعا برادرجان 🌹
بنظرم میرسه سِیر در تنهایی و انس با آن، باعث رشد و تعالی روح انسانی میشه چرا که اولا وادی تنهایی، ظاهرا بی انتهاست و آخر ندارد!
هر چه بیشتر در آن پیش میروی نقابها یا حجابهای بیشتری را کنار میزنی یا به عبارتی دیگر :
به صداقت بیشتری با خود واقعی ات نائل میشوی
مسیر حرکت در وادی تنهایی، بنظرمن همان مسیر زدودن ناخالصی هاست یعنی همان وادی اخلاص!
اخلاص هم چون متصل به توحید است قاعدتا بی انتهاست!
و هو العلیٌ العظیم..
خود مفهومی وسیع و پیچیده است و طبیعی است که احاطه بر این وسعت کاری ساده نیست، اما ورود به خود پس از درک این مفهوم در حد فهم هر فرد می باشد و اینجاست که هویت به عنوان یک مفهوم پوشیده اما واقعی رخ می نماید و هر یک از ما با شناخت این پوشیده به مرور در خود وارد می شویم و این ورود به میزانی که استمرار بیابد می توان گام هایی در مسیر شناخت خود برداشت.
انسان و تنهایی دو معنا دارد. یک بار انسانی که چون خود را نشناخته طبیعی است که تنها باشد و یک بار دیگر انسانی که در خود ورود کرده و این تنهایی مانند سفتن مروارید جان است که تعالی را به همراه دارد.
سپاس از شما استاد رزاقی عزیز
آدم اینجا تنهاست…
و در این تنهایی، سایهی نارونی تا ابدیت جاریست…
يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ
آن روزی که مال و فرزندان (هیچ به حال انسان) سود نبخشند.
آیه 88 سوره شعراء