حکایت خشکسالی در دمشق

حکایتی از بوستان شیخ اجل سعدی شیرازی

باب اول در عدل و تدبیر و رای

خشکسالی در دمشق

جوانمردی و شفقت بر ضعیفان و زیردستان از محور‌های مهم اندیشه‌ی سعدی است. در آثار تعلیمی او یعنی گلستان و بوستان، بارها با مفاهیمی در راستای این خلق و خوی پسندیده بر می‌خوریم. چرا که سعدی نگاهی جامعه‌محور دارد. در نگاه سعدی فرد همواره می‌بایست منافع جمع را در نظر بگیرد؛ چرا که:

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

در نگاه سعدی، سعادت نه به تنهایی و فارغ از درد دیگران و نه در تنهایی به دور از جماعت قابل حصول است. به همین دلیل رفتار صاحبدل را در رفتن از خانقاه به مدرسه می‌ستاید:

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه

بشکست عهد صحبت اهل طریق را

گفتم: میان عالم و عابد چه فرق بود

تا اختیار کردی از آن این فریق را

گفت: آن گلیم خویش بدر می‌برد ز موج

وین جهد می‌کند که بگیرد غریق را!

محسن محمد

حکایت خشکسالی در دمشق

متن حکایت خشکسالی در دمشق

چنان قحط سالی شد اندر دمشق

که یاران فراموش کردند عشق

چنان آسمان بر زمین شد بخیل

که لب تر نکردند زرع و نخیل

بخوشید سرچشمه‌های قدیم

نماند آب، جز آب چشم یتیم

نبودی به‌جز آه بیوه زنی

اگر بر شدی دودی از روزنی

چو درویش بی‌رنگ دیدم درخت

قوی بازوان سست و درمانده سخت

نه در کوه سبزی نه در باغ شخ

ملخ بوستان خورده مردم ملخ

در آن حال پیش آمدم دوستی

از او مانده بر استخوان پوستی

وگرچه به مکنت قوی حال بود

خداوند جاه و زر و مال بود

بدو گفتم: ای یار پاکیزه‌خوی

چه درماندگی پیشت آمد؟ بگوی

بغرید بر من که عقلت کجاست؟

چو دانی و پرسی سؤالت خطاست

نبینی که سختی به غایت رسید

مشقت به حد نهایت رسید؟

نه باران همی آید از آسمان

نه برمی‌رود دود فریادخوان

بدو گفتم: آخر تو را باک نیست

کشد زهر جایی که تریاک نیست

گر از نیستی دیگری شد هلاک

تو را هست، بط را ز طوفان چه باک؟

نگه کرد رنجیده در من فقیه

نگه کردن عالم اندر سفیه

که مرد ارچه بر ساحل است، ای رفیق

نیاساید و دوستانش غریق

من از بینوایی نیم روی زرد

غم بینوایان رخم زرد کرد

نخواهد که بیند خردمند، ریش

نه بر عضو مردم، نه بر عضو خویش

یکی اول از تندرستان منم

که ریشی ببینم بلرزد تنم

منغص بود عیش آن تندرست

که باشد به پهلوی بیمار سست

چو بینم که درویش مسکین نخورد

به کام اندرم لقمه زهر است و درد

یکی را به زندان درش دوستان

کجا ماندش عیش در بوستان؟

ویدیوهای بخش دامنی از گل کانال یوتوب نفیر نی

یکی از بزرگان اهل تمیز
https://www.aparat.com/video/video/embed/videohash/Do90A/vt/frame?autoplay=true&recom=self

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید