لب پیاله ببوس
لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده!
غزلیات حافظ بر خلاف مولانا و سعدی به لحاظ مضمون و محتوا انواع و اقسام زیادی دارد.
غزلیات مولوی به جز مواردی استثنایی همگی در حال و هوای عرفانی و صوفیانه سروده شده است و سعدی خداوند غزل عاشقانه است. اگر غزلی در بین غزلیات اوست که میشود تعابیر عارفانه از آن به دست آورد، این غزلیات استثنایی هستند. اما حافظ غزلیاتش انواع و اقسامی دارد که عبارتند از عارفانه، عاشقانه، حکیمانه و رندانه.
غزل شمارهی ۳۹۷ از نمونههای ناب غزل عارفانهی حافظ است. البته در بسیاری موارد در خلال یک غزل عاشقانه یا عارفانه ابیاتی با رنگ و بوی عرفانی و یا عاشقانه هم پیدا میشود.
متن غزل ۳۹۷
ز در در آ و شبستان ما منور کن
هوای مجلس روحانیان معطر کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
پیالهای بدهش گو دماغ را تر کن
به چشم و ابروی جانان سپردهام دل و جان
بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
ستاره شب هجران نمیفشاند نور
به بام قصر برآ و چراغ مه بر کن
بگو به خازن جنت که خاک این مجلس
به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن
از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم
به یک کرشمه صوفیوشم قلندر کن
چو شاهدان چمن زیردست حسن تواند
کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن
فضول نفس حکایت بسی کند ساقی
تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن
حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال
بیا و خرگه خورشید را منور کن
طمع به قند وصال تو حد ما نبود
حوالتم به لب لعل همچو شکر کن
لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده
بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن
پس از ملازمت عیش و عشق مهرویان
ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن
روایتگر: محسن محمد
تصویر: مَهسیما هاشمی
متن غزل از کتاب درس حافظ دکتر محمد استعلامی
لینک کانال یوتوب نفیر نی اینجا

