تاریخ برگزاری ۱۳ آذر ۱۳۹۷
مدرس محسن محمد
2252) چون پیمبر دید آن بیمار را / خوش نوازش کرد یارِ غار را
2253) زنده شد او چون پیمبر را بدید / گوییا آن دَم مر او را آفرید
2254) گفت: بیماری، مرا این بخت داد / کآمد این سلطان بَرِ من بامداد
2255) تا مرا صحّت رسید و عافیت / از قدومِ این شَهِ بی حاشیت
2256) ای خجسته رنج و بیماری و تب / ای مبارک درد و بیداریِ شب
2257) نک مرا در پیری از لطف و کرم / حق چنین رنجوریی داد و سَقَم
2258) دردِ پشتم داد هم تا من ز خواب / بر جهد هر نیمشب لابد شتاب
2259) تا نخسبم جمله شب، چُون گاومیش / دردها بخشید حق از لطفِ خویش
بسیار عالی مثل همیشه پر بار ممنون استاد محمد عزیز
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *
فرستادن دیدگاه
1 دیدگاه. دیدگاه تازه ای بنویسید
بسیار عالی مثل همیشه پر بار ممنون استاد محمد عزیز